قهرمان ميرزا عين السلطنه
648
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
بيرق زرد و سياه . تازگى گويا اهل مجارستان دولت را مجبور كردهاند كه بيرق آنها را هم در سفارتخانهها و عمارات سلطنتى و متعلق به آن رسم كنند . حالا دو بيرق زده بودند . يكى مال اطريش ، ديگرى مال هنگرى و مجار . خندهدار بود . وزيرمختار شخص كاملى است . خيلى آرام صحبت مىدارد . چندين سال قبل هم در ايران بوده . تنخواه ملك ايزده از آنجا حضرت و الا خانهء صدراعظم [ رفتند ] و من سوار شده به سمت خانهء عزت الدوله رفتم براى خاطر تنخواه ملك « ايزده » . اين ملك را نه تصرف دادهاند و نه تنخواه آن را مىدهند . ميرزا محمد خان پدر عايشه خانم حرم اعليحضرت بواسطهء اينكه دو سه دانگ آن ده خالصه است اين يك دانگ را هم ضبط كرده و تصرف نمىدهد . مدتى است به زحمت افتادهايم . اعتماد الدوله و سپهبد فروختهاند و حالا به هيچوجه پول نمىدهند . ملك را هم كه ديگرى به زور برده كسى هم نيست حكم به حق كند ، خصوصا ما طرف باشيم . مذاكره با عزت الدوله بابا قاپچى اندرون پيغام برده احضار فرمودند . دو سه اطاق تازه عزت الدوله ساخته آنجا نشسته بودند روى تشك . چادر « مخمل كرپه » سركرده بودند . باز وسمه و سرخاب كمى ماليده و كشيده بودند . خيلى پير است ، اما عيش و راحتى مانع از بروز آن شده . نسبة خيلى خوب ماندهاند . پس از گفتگوهاى رسمى تبليغ رسالت كردم كه حضرت و الا فرمودند من سزاوار نمىدانم براى اين جزئى آنقدر آدم بفرستم ، يا آنكه قيمت ملك را به زور بگيرم . خود شما حاكم شويد . ملك را كه به تصرف من ندادهاند ، من نمىگويم مال آنها نيست ، ملك طلق آنهاست . شاه زور بگويد يا حرم او ملك ديگران را جبرا تصرف كند و حكمى نشود تكليف من چيست ، جز اينكه قيمت ملك را گرفته قباله را تسليم كنم . فرمودند همينطور است . من هم روز اول اطلاع نداشتم ، خوب بود از من سؤالى مىشد . گفتم مهر شما در قباله هست . همان ساعت مىخواستيد نگذاريد . فرمود مىدانيد ملك حق اعتماد الدوله و سپهبد است ، اما شاه جبر مىكند و زور مىگويد . يعنى وقتى ما عرض بكنيم و طرف باشيم هركس ديگر بود صاحب مىشد جز ماها . امشب گفتگو مىكنم جواب پيغام خواهم داد . دو دخترك خوب اين سمت و آن سمت اطاق با روهاى باز ايستاده بودند ، خيلى پاك و تميز . عزت الدوله هميشه از اين جور دخترها دارد . گويا براى خاطر معتمد - الملك باشد . نواب عليه عزت الدوله خواهر بطنى و صلبى اعليحضرت هستند ، از مرحومهء مهدعليا . مادر و دختر و نوه ( ام الخاقان و افسر السلطنه ) در افعال و كردار بد سيبى هستند از ميان نصف كرده . . . « * »
--> ( * ) نقطهچين در اصل است .